Saturday, December 11, 2010

داد و بیداد

می خواهم فریاد بزنم

فریاد بزنم از تمام دشنه های زنگار بسته ای که روح و انرژی و ذهن مرا می جوند.2

 زخمها را مرهم می گذارند تا بار دیگر زخم های عمیق تری را جا بگذارند.ه

شبیه سر مداد های جویده شده ام.ه

Thursday, December 9, 2010

نامه ای به دخترکم

دخترکم، ریحانه ی عزیزم
دو سال از پروازت گذشت. از پروازت به سوی روشنی ها. اگر پرواز نکرده بودی امسال برایت جشن روز شکوفه ها می گرفتیم. در مشق هایت کمکت می کردم و صدای خنده هایت را می شنیدم. یادت هست... گاه که می آمدم پیشت شیمی درمانی بی حوصله ات می کرد و کلی غر می زدی تا بتوانیم نقاشی بکشیم! دلم برای غر زدن هایت نیز تنگ شده است. امسال بالاخره به آرامگاهت خواهم توانست سر بزنم. آری عزیزکم. به زودی می آیم بابل... می آیم سر آرامگاه جسم کوچکت... می آیم به خاکی که تو را در آغوش گرفته است... می آیم که حرفهای نگفته ی این دو سال را با تو بزنم. همه چیز هایی که در دل برای روح بزرگت تعریف کردم ... بلند بیایم برای خاکی که تو را در بر گرفته بگویم! می آیم که مثل قدیم ها سرم را به سرت تکیه دهم ... آنقدر که مثل قدیم ها که زور سرت بیشتر بود و سرم درد می گرفت... سرم درد بگیرد. می خواهم بار دیگر حس کنم وجودت را! عزیزکم نیامده ضربان قلبم تند شده است. باورم نمی شود... بعد 2 سال می بینمت دوباره. دختر کوچولویم! عهدی بسته ام با تو و مادربزرگ عزیزت... هنوز سر عهدم هستم ریحانه جانم!:)این لبخندی است به پهنای صورت من و تو که آن زمان وقتی این قول را دادم! 2
راستی یادت هست اسمت را چه خوب می نوشتی؟؟ الان 6.5 ساله بودی و کلاس اول! یادت هست چه داستان هایی برای مدرسه رفتنت گفتیم گلکم!آه کاش بودی دخترکم!ه
ریحانه 4 روز دیگر... یعنی در بین آن همه آرامگاه پیدایت خواهم کرد؟ یعنی خواهم توانست ببینمت؟؟؟ کمکم کن خدایا!ه

دلتنگ دیدارت
گلابتون

پ.ن.:ریحانه جانم، می خواهم برایت اعترافی بکنم بعد پروازت دیگر یارای رفتن به بیمارستان را ندارم! مرا می بخشی گلم؟

Wednesday, December 8, 2010

شافل

و خداوند شافل را در آی پاد آفرید
تا همانا آرامش و راه فراری باشد 
برایمان
از این دنیای گ....!2

پ.ن: آیریلیق آیپاد دان اولماز...آیپاد اولمیاندا یانیمدا، احساس دا گئدیر منیم کناریمنان!2
پ.ن: ببخشید دیگه فارسیش نیومد این یه تیکه!2

Thursday, December 2, 2010

خفه گی...2

انگار یکی دست رو گلوم گذاشته داره فشار می ده... با هر دم گلوم می سوزه و بازدم ش با ریتم سرفه،بازدمک،سرفه،سرفه....،سرفه ادامه بازدم.!ه به عمرم اینقدر نفس کشیدن برایم عذاب آور نبوده است.. گاها از شدت سرفه می خواهم بی خیالش شوم... آخ که الا خون آشام بودن چه حالی می دهد،نیازی به نفس کشیدن نداری... نیازی به خوابیدن نداری...یعنی ایده آل من:دی 

شیطونه می گه همه چی رو بی خیال شو برو خونه ،انگار نه انگار که مدتهاست بی خیالم... بی تفاوت نسبت به همه چی...!می بینین بچه ها به هیچ چیزی سخت نمی گیرم!ه


پ.ن: آمپول انگیزه+آمپول پر از خون ومپایر نیازمندیم!ه

فاخته باید بخواند*2

ساعت هایم همه 00:00 را نشان می دهند.ه
وقتی ساعت 0 می شود.... تازه حس می کنم بیدارم و احساس آزادی می کنم.ه
صدای پرنده های شب زنده دار را دوست می دارم.2

Wednesday, December 1, 2010

پرسش

هر وقت پرسش هایم پایان یابد... می دانم که مرده ام!ه

از جستجوی پاسخ ها و پیدا کردنشان لذت زیادی می برم!2

Saturday, November 20, 2010

فرّار

وقتی یکی ازم انتظار داره مثلا استادم... و وقتی که همه چی درست و نهایی شده... نمی دونم چرا ذهنم منتقد بازی در می یاره و در لحظه ی آخر یه سوالی می پرسه که مجبور می شم کل کارمو ببرم زیر سوال و بعد روز از نو روزی از نو
در اینجاست که از اون آدم منتظر می خوام فرار کنم...چون کاری رو که ازم خواسته به موقع نتونستم انجامش بدم! بعد آخه چه جوری بیام این وضعیت خنده دار ذهنمو بهش توضیح بدم... 


این صفت در علوم طبیعی و پایه بارز تر است!ه

Wednesday, November 17, 2010

تکه نویسی-1

آن دام آدم را بگو ، وان جان عالم را بگو
وان یار و همدم را بگو، مستان سلامت می‌کنند
ای ابر خوش باران بیا، وی مستی یاران بیا

مولانا

با صدای مریم تجدد از گروه شمس

Tuesday, November 16, 2010

که چی و چی شد؟

این همه به فحش ندادن اعتقاد داشتی...که چی؟ چی شد آخرش؟
این همه به اینکه کسی رو از خودت نرنجونی حساس بودی... ولی همیشه در حال رنجوندن ملتی...که چی؟چی شد تهش؟
این همه که رو رک و روراست بودن ملت حساسی...ولی تو احساساتت با خودت روراست نیستی...که چی؟دیدی قیافتو تو آینه وقتی تنهایی... حتی جرات آینه نگاه کردن نداری!ه

این همه....
این همه ها...
که چی؟ آخرش چی رو به کی می خوای ثابت کنی؟


پ.ن.: قرار بود به زندگی سخت نگیرم و کمتر شاکی باشم... برا اینکه بتونم بخندم لازمه گاهی از این حرفا!ه

Saturday, November 13, 2010